X
تبلیغات
رایتل


اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است ...
دریا ومن چقدر شبیهیم گرچه باز
من سخت بی قرارم و او بی قرار نیست !
با او چه خوب میشود از حال خویش گفت
دریا که از اهالی این روزگار نیست
امشب ولی هوای جنون موج می زند
دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست
ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش ، ببین
دریا هم اینچنین که منم ، بردبار نیست .................................
***************************************************                                                                     زیر باران نشسته ام
بالای سرم ستاره است و فرشته
باد می آید و یاد تو را روی گلبرگها می ریزد
زندگی تند و شتابناک همراه رود کوچکی که روبرویم است می گذرد
عطر گذشته ها لباسهایم را خوشبو کرده است
 
 
قسمتی از دیروز هنوز روی سر انگشتانم راه می رود
خاطرات با تو بودن را چه تلخ و چه شیرین دوست دارم
باران مرا یاد اشکهایت می اندازد
یاد لحظه های خداحافظی؛ یاد انتظارها و دیدارهای دوباره
ناودان کوچک خانه ام از این همه بارش سبز به شوق می آید و آواز می خواند
 
زندگی می رود و خاطره ها می مانند
خاطره ها می روند و ما می مانیم
ما می رویم و جاده ها می مانند
 خوشا با تو ماندن؛خوشا با تو رفتن؛
 
با تو می توان از آسمان بالا رفت
با تو می توان درختهای زمینی را تا کهکشانهای دور دست برد
با تو می توان جوان ماند
جوانتر ازآسمانی که دیشب به دنیا آمد
 
شکی ندارم که نفسهای تو می تواند همه ی مردگان شهر را زنده کند
با تو می توان بزرگتر و سبزتر از زندگی بود
 



تاریخ : پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1392 | 12:51 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (2)
  • ارز
  • میوه ها