X
تبلیغات
نماشا
رایتل

                                          

گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم:

من رفتم، باهات قهرم، دیگه تموم، دیگه دوستت

ندارم...!

وچقدر دلم میخواهد بشنوم:

کجا بچه لوس؟ غلط میکنی که میری! مگه دست خودته؟

رفتن به این راحتی نیست...!

اما نمیدانم چه حکمتیست که آدمی , همیشه اینجور وقتها

میشنود:

به جهنم...!



تاریخ : شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1392 | 01:40 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (1)

ق

غــــفلت کرده ای مـــــــادر ...

پـــشت این قـــلب عـــاشق ،

فرزنـــدت آرام آرام جـان میسپارد ...

و تـــــو ،

فرامــوش کردن را به او نــیاموخته بــودی ... !!!....



تاریخ : یکشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1392 | 03:33 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (0)

                 خوبرویان جهان رهم ندارد دلشان            بای از جان گذرد هرکه شود عاشقشان                                                           روز اول که خدا ساخت سرشت و گلشان        سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان!



تاریخ : شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1392 | 12:16 ق.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (0)

                                                                                                                                                                                 عاشقی یعنی اسیر دل شدن                با هزاران درد و غم یکی شدن                                                                       عاشقی یعنی طلوع زندگی                   با صداقت همنشین گل شدن                                                                       عاشقی یعنی که شب ها تا سحر          وارد دنیای رویا ها شدن                                                                               عاشقی یعنی تحمل انتظار                   مثل ماه آسمان تنها شدن                                                                            عاشقی یعنی دو دیده تا ابد                  پر ز گوهر های دریایی شدن



تاریخ : شنبه 9 شهریور‌ماه سال 1392 | 12:12 ق.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (0)

هر انسانی روبرو می شوی به یاد داشته باش چیزی را از دست داده است به
چیزی عشق می ورزد و از چیزی می ترسد....
 
زندگی را دوست بدار زیرا به تو مجال می دهد که از تماشای
 ستاره های تابانی که در فراز سرت می درخشند سرشار از
 شادی و شعف شوی.....
 
 
راز خوشبختی در این است که بدانید ؛ دیگران دلیل خوشبختی شما هستند...
 لرد تنیسون
 
تلاش نکن که زندگی را بفهمی،زندگی را زندگی کن! تلاش نکن عشق را بفهمی، عاشق شو!
 
 زندگی سخت ساده است!خطر کن!وارد بازی شو!چه چیزی از دست می دهی؟با دستهای تهی آمده ایم،و با دستهای تهی خواهیم رفت.نه ، چیزی نیست که از دست بدهیم، فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند، تا سرزنده باشیم،تا ترانه ای زیبا بخوانیم،و فرصت به پایان خواهد رسید. آری، این گونه است که هر لحظه غنیمتی است!
 
منتظر این نباش که مردم مهربان باشند،به آنها نشان بده چطور میتوان مهربان شد

زندگی فقط فرصتی است برای تعالی، برای بودن، برای شکوفا شدن.زندگی به خودی خود خالی است. تا وقتی خلاق نباشی قادر نخواهی بود آن را با رضایت خاطر پر کنی . تو نغمه ای در دل داری که باید سراییده شود و رقصی که باید به اجرا در آید
مرگ تنها برای کسانی زیباست که،
زیبا زندگی کرده اند!
از زندگی نهراسیده اند!
شهامت زندگی کردن را داشته اند!
کسانی که عشق ورزیده اند،
دست افشانده اند،
و زندگی را جشن گرفته اند!
پس:
هر لحظه را به گونه ای زندگی کن،
که گویی واپسین لحظه است.
و کسی چه می داند؟
شاید آخرین لحظه باشد!
 
به نظرشما زندگی یعنی چی؟
 



تاریخ : دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1392 | 03:26 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (0)




لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن
*
بوق نزن ژیان
میخورمت
*
بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بی سوادم
*
پشت یه ژیان هم نوشته بود
جد زانتیا
*
قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر
*
شتاب مکن،مقصد خاک است
*
رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش
گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
*
تو هم قشنگی
*
کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت
*
سر پایینی برنده
سر بالایی شرمنده
*
داداش مرگ من یواش
*
کاش میشد سرنوشت را از سر نوشت
*
تند رفتن که نشد مردی
چشم انتظارم که برگردی
*
یا اقدس
یا هیچکس
*
زندگی نگه دار پیاده میشم
آیی بی وفا کجا میری
اونطرفی که ورود ممنوعه
*
ای ماشین با مرام، نشو نامرد با ما
*
عشق یعنی
بهش بگی دوسش نداری ؛
و بعد بری یه گوشه و حسابی گریه کنی
*
محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمیدارد
*
دریای غم ساحل ندارد
*
بابا تو دیگه کی هستی
*
قربون دل غریب پرستت
*
داداش، جون من یواش
*
خوش غیرت
*
بی تو هرگز ............ باتو ؟؟؟؟ عمرا
*
از عشق تو لیلی ........... رفتم زیر تریلی
*
دنبالم نیا اسیرم می شی
*
همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد
*
در پناه مولا
*
به مد پرستان بگو آخرین مد کفن است



تاریخ : پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1392 | 12:54 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (0)


اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است ...
دریا ومن چقدر شبیهیم گرچه باز
من سخت بی قرارم و او بی قرار نیست !
با او چه خوب میشود از حال خویش گفت
دریا که از اهالی این روزگار نیست
امشب ولی هوای جنون موج می زند
دریا سرش به هیچ سری سازگار نیست
ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش ، ببین
دریا هم اینچنین که منم ، بردبار نیست .................................
***************************************************                                                                     زیر باران نشسته ام
بالای سرم ستاره است و فرشته
باد می آید و یاد تو را روی گلبرگها می ریزد
زندگی تند و شتابناک همراه رود کوچکی که روبرویم است می گذرد
عطر گذشته ها لباسهایم را خوشبو کرده است
 
 
قسمتی از دیروز هنوز روی سر انگشتانم راه می رود
خاطرات با تو بودن را چه تلخ و چه شیرین دوست دارم
باران مرا یاد اشکهایت می اندازد
یاد لحظه های خداحافظی؛ یاد انتظارها و دیدارهای دوباره
ناودان کوچک خانه ام از این همه بارش سبز به شوق می آید و آواز می خواند
 
زندگی می رود و خاطره ها می مانند
خاطره ها می روند و ما می مانیم
ما می رویم و جاده ها می مانند
 خوشا با تو ماندن؛خوشا با تو رفتن؛
 
با تو می توان از آسمان بالا رفت
با تو می توان درختهای زمینی را تا کهکشانهای دور دست برد
با تو می توان جوان ماند
جوانتر ازآسمانی که دیشب به دنیا آمد
 
شکی ندارم که نفسهای تو می تواند همه ی مردگان شهر را زنده کند
با تو می توان بزرگتر و سبزتر از زندگی بود
 



تاریخ : پنج‌شنبه 3 مرداد‌ماه سال 1392 | 12:51 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (2)
بجه ها بیایید ادامه مطلب و این پیامو حتما بخونید.

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1392 | 12:34 ق.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (0)

سلام دوست جونیام.من نبودم صفا کردیناشوخیدم.                                                      راستش یه معذرت به همتون بدهکارم این مدت واقعا نتونستم بیام. اول که نتم خراب شد بعد که درست شد  اینترنت کلا مشکل داشت و دیگه همه چی یدفه ای با هم شد.ولی من فدای اون با معرفتاشم که تا میدونو خالی دیدن نپیچیدن به بازی ونرفتن حاجی حاجی مکه                         ولی بعضیا که واقعا برعکس اون بالایی بودن(شخص خاص)                                                    حالا به هر حال الان که من اینجام و میام و اپم میکنم ولی موقع امتحاناست و موقع خ....خونی و واسه همین منم کم میام.بعد از امتحانا و البته اتمام خ....خونی سعی میکنم زیاد اپ کنم مث قبلنا.و با ارزوی قبولی با نمره های بالا برای همه محصلا فعلا بای بای تا اپ بعدی.



تاریخ : شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1392 | 12:21 ق.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (0)

عکس طنز, مطالب طنز, داستان طنز, طنز خنده دار

 

صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

 

۶ صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

 

۷صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت ۱۲ ظهر کلاس داره!!!!!!!!

 

۸ صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم ۱۸ کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

 

۹صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

 

۱۰ صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

 

۱۱ صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون ۱۹ تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

 

۱۲ ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

 

۱ ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از ۱/۵ ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

 

۲ ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!

 

۳ ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

 

۴عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

 

۵ عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

 

۶ عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

 

۷ عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

 

۸ غروب: دختر در حال پیاده شدناونو از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

 

۹ شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

 

۱۰شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

 

۲شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

 

۵ صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره پیام

داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی

دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!

و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای

مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!



تاریخ : سه‌شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1391 | 01:59 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (10)

کنون که دارم با شما حرف میزنم ، حرف نمیزنم ؛ می نویسم و شمام گوش نمیدید ، می خونید اما باطنا میشنوید …
آیا این برای اثبات ۲۱ دسامبر کافی نیست ؟
.
.
من ﻓﻘﻂ ﯾﻪ کیس ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺩیدم ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻢ ﺭﻭ ﻣﯿﺰ ﮐﺎﻣﭙﯿﻮﺗﺮﻩ !!!
هیشکی هم نیست به فکر ما باشه …
.
.
آخه چرا عمه سوسن من که سالهاست ساکن کالیفرنیاست و مولتی میلیاردره و یه دختر داره که شاه کالیفرنیاست و قراره بیاد یه روز منو ازین جا ببره کالیفرنیا و داماد خودش کنه باید یه شخصیت خیالی باشه ؟؟؟
.
.
جدا شما پشتتونو چجوری لیف میزنین ؟؟؟
من یه نقطه ی کور دارم پشتم نزدیک به ۲۴ ساله لیفش نزدم آخرم از همونجا میگندم میمیرم …
.
.
وقتایی که خعلی عمیق قلیون میکشم همه سلولای مغزم فریاد میکشن که خیلی دوسِت داریم !
البته ابن وسطا سلولای ریه ام یه چیزایی میگن که من زیاد جدی نمیگیرمشون !
.
.
آدمایی هم هستن که وقتی دوستشون داری سریع خودشونو گم می کنند !
ما هم آرزو می کنیم که تا صد سال دیگه هم پیداشون نشه …
.
.
انقدر همیشه مواظب بودم تو رابطه فقط طرف مقابل صدمه نبینه که به این نقطه از زندگیم که رسیدم مثه یه پیکان جوانان ۴۷ اوراقی شدم … .
.
دیشب سوار پورشه ام شده بودم و توی خیابون دور میزدم باهاش که یهو یکی پرید جلو ماشین تا خواستم ترمز کنم پام گرفت به لحاف و پاره شد           ***************************************************************           دوستم رفته خواستگاری دختره ازش پرسیده واسه تشکیل خونواده میخوای زن بگیری ؟
گفته : بله !
دختر : خودت خواستی زن بگیری ؟
دوستم : بله !
دختر : من قبول کنم شما خوشحال میشی ؟
دوستم : بله !
دختر : شرمنده من با کسی ک سه بار فرصت پ ن پ رو از دست بده ازدواج نمیکنم …

.

.

یه جور بیماری مسری هم هست که توی تاکسی شیوع پیدا میکنه !
اونم اینه که تا یه نفر کرایه میده ، بلافاصله پشت سرش همه کرایه شونو میدن …

از جمله وظایف یک پدر ایرانی اینه که به فرزندش ثابت کنه همینی که الان خریدی رو فلان جا نصف این قیمت میفروشن !

.

.

قربون اون بچه ۲ ساله ای برم که الکی ذوق میکنه غش غش میخنده و یهو بادش در میره و کپ میکنه ، بعد همه بهش میخندن و میزنه زیر گریه عین خر عر میزنه !

.

.

هروقت شارژ ایرانسل میگیرم ، چشمم به اعدادش که میوفته یاد رتبم تو کنکور میوفتم و بغض گلومو میگیره …

.

.

یا ایها المخاطب خاص :
هر یک ساعت بدون تو برای من شصت دقیقه میگذرد …

.

.

میکشم ، میکشی ، می کشد …
هر ۳ میکشیم اما او ناز تورا …
تو دست از من …
و من …….. عههههه ؛ آقا کات !!!
باز فندکم رو جا گذاشتم … ؟

.

.

خود پرداز چیست ؟
تنها موجودی است که در قبال ارایه خدمات و وجه نقد از شما تشکر به عمل می آورد !!!
قدرشو بدونید ، تو این دوره زمونه کی واقعا اینجوریه ؟؟؟

.

به نظر من همون طور که واسه خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی اسم گذاشتن ، باید برای جو گرفتگی بعضی از دوستانم یه اسمی میذاشتن …
مثلا چسوف !

.

.




ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391 | 11:10 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (0)

دقت کردین ؟
لذتی که در “کوفت” گفتن مامان هست در “قربونت برم” هیچکس نیست ؟
.
.
دقت کردین بعضیا تا باهامون دوست میشن ۱ماه قبلش یه تصادف هولناک داشتن که هم ماشینشون (ترجیحا مدل بالا) و گوشیشون (iphone کمتر راه نداره اصلا) توی اون تصادف نابود شده ؟
الان ۱۱۰۰ دستشونه و باباشون تنبیهشون کرده پیاده روی میکنن ؟
.
.
دقت کردین تو فیلم و سریال های ایرانی وقتی دوتا دانشجو میخوان عاشق هم بشن باید پسره اشتباها به کیف دختره بزنه تا همه وسایلش بریزه و تو جمع کردن کمکش کنه و عاشقش بشه ؟
.
.
دقت کردین همیشه مهمترین و قشنگترین ترین اس ام اس ها *some text missing* میشه ؟؟؟
.
.
دقت کردین وقتی دارین موقع فوتبال نگاه کردن تخمه میخورید اگر یه دونه از اون مغز تخمه ها بیفته رو زمین تا کل خونه رو نگردی و پیداش نکنی بیخیال نمیشی ؟
.
.
دقت کردین درست وقتی که عجله داری یا هوا سرده یا جیش داری ؛ کلیدت تو غیر قابل دسترس ترین سوراخ کیف و جیبت مدفون شده ؟؟؟
.
.
دقت کردین ؟
فقط کافیه در ماشینت باز باشه ، عالم و آدم میان بغل دستت که بگن در ماشین بازه …
حالا اگه بی بنزین تو خیابون بمونی ، هیشکی آدم حسابت نمیکنه !

.
.
دقت کردین وقتی از یه اتفاقی که قراره رخ بده خیلی خیلی خوشحالین و کلی خیالبافی میکنین ، زمین و آسمون و ماه و خورشید و فلک همه دست به دست هم میدن تا اون اتفاق نیفته ؟
.
.
دقت کردین تو این فیلما که نشون میدن هر کی میفته تو آب اصلا شنا بلد نیست ولی اون که بیرن واستاده در حد یه غریق نجات کامله ؟

تاریخ : چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391 | 11:03 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (2)
این جا کجاست که همه با کلاس اند (طنز باحال)
اینجا همه باکلاسن

هرکس 3 تا زبون مختلف بلده

خونه همه تو جردن و شهرک غرب و اون بالاهاست

حتی بالاتر از میدون راه آهن ته ته 20 متری

اینجا اگه عکسی بزارن که عابر پیاده داره از چراغ قرمز رد میشه

همه dislike میزنن و قانون مدار میشن

ولی شاید اون عکسه مال خودشون باشه

اینجا سرزمین پـَـَـ نــه پـَـَــــ......... هاست

اینجا همه فلسفه بلدن و اکثر آقایون فمنیست میشن

ولی ساعت 10 شب مامانه بگه برو از سوپر مارکت رب گوجه فرنگی بگیر میگه خودت برو

اینجا دختر خوشگلای فوتوشاپی 1000 تا پدر ، مادر، خواهر ، برادر و ... داره

ولی اون ساده ها 3 تا اد لیست دارن که یکیش خواهرشه 2تای دیگه هم کلاسیش

اینجا پسرا اکثرا بدن سازن یا خواننده......دخترا هم که همه مانکن یا مُدل هستن

همه پول دار با وضعیت های مالی آن چنانی هستند

همه هم همدیگرو دوست دارن و تا میبینن یکی تاراحته یه عالمه واسش دل میسورونن
 
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 
 
اینجا فیسبوک است همین!!!


تاریخ : چهارشنبه 25 بهمن‌ماه سال 1391 | 12:27 ق.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (0)

داشتم تو پیاده رو میرفتم که یهو یه موتوری توی عابر پیاده با سرعت از بغلم رد شد و نزدیک بود بزنه به من!

داد زدم اینجا عابر پیادَست ها!!!

جواب داد اینجا ایرانه ها!!!

حرفش تا حدی منطقیبود که کاملا قانع شدم....                                                                     **************************************************************          

نانوایی ها بعد از هدفمند شدن ؛


با سلام.

به سیستم گویای نانوایی شاطر اکبر خوش آمدید؛

جهت اطلاع از قیمت نان عدد 1،

ثبت نام خرید نان به صورت قسطی عدد 2،

طرحهای تشویقی رنگی عدد 3

و شرکت در قرعه کشی پنج نان رایگان در هفته عدد 4

را شماره گیری فرمائید. ....!!!

در غیر این صورت به اپراتور شاطر اکبر متصل می شوید.

طرح خشخاشی فقط برای مشترکین دائمی می باشد.

 .
با تشکر



ادامه مطلب
تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1391 | 02:13 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (1)

سال فقط 365 روز است. در حالی که:

1) درسال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند..

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر باقی میماند..

3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند..

4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد که جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند..

5) طبیعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند..

6)  1ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چرا که انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی میماند..

7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند..

8) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند..

9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند..

10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است. .

11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند..

12) 1روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!



تاریخ : دوشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1391 | 03:18 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (1)

حسنی نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه
نه سیما جون ،نه رعنا جون
نه نازی و پریسا جون
هیچ کس باهاش رفیق نبود
تنها توی کافی شاپ
نگاه می کرد به بشقاب !
باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی ؟
نه نمی رم نه نمی رم
به دخترا دل می بازی ؟!
نه نمی دم نه نمی دم
گل پری جون با زانتیا
ویبره می رفت تو کوچه ها
گلیه چرا ویبره میری ؟
دارم میرم به سلمونی
که شب برم به مهمونی
گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین
یه کمی به من سواری می دی ؟!
نه که نمی دم
چرا نمی دی ؟
واسه اینکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
اما تو چی ؟
نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه
در واشد و پریچه
با ناز اومد توو کوچه
پری کوچولو ، تپل مپولو ، میای با من بریم بیرون ؟
مامان پری ،از اون بالا
نگاه می کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوی ! بی حیابرو خونه تون تورا بخدا
دختر ریزه میزه
حسابی فرز وتیزه
اما تو چی ؟
نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
نازی اومد از استخر
تو پوپکی یا نازی ؟
من نازی جوانم
میای بریم کافی شاپ؟
نه جانم
چرا نمی ای ؟
واسه اینکه من صبح تا غروب ،پایین ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال یک شوهر خوب
اما تو چی ؟

نه کار داری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری
موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه
حسنی یهو مثه جت
رسید به یک کافی نت
آن شد ورفت تو چت رووم
گپید با صدتا خانووم!
هیشکی نگفت کی هستی ؟
چی کاره ای چی هستی ؟
تو دنیای مجازی
علافی کرد وبازی
خوشحال وشادمونه
رفت ورسید به خونه
باباش که گفت: حسنی برات زن بگیرم ؟
اره می خوام اره میخوام
چاهارتا شرعا بگیرم ؟ 
اره می خوام اره میخوام

حسنی اومد موهاشو
یه خورده ابروهاشو
درست وراست وریس کرد
رفت و توو کوچه فیس کرد
یه زن گرفت وشاد شد
زی زی شد و دوماد شد




تاریخ : دوشنبه 8 آبان‌ماه سال 1391 | 10:27 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (10)

........................

شلغمم نشدیم یکی کوفتمون کنه خوب شه!!


پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن !


لاک پشتم نشدیم گشت ارشاد نتونه به لاکمون گیر بده !


ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه !

 

 ته دیگه طلایی رنگ خوشمزه هم نشدیم دو نفر سرمون دعوا کنند !


قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم ! 


خربزه هم نشدیم هر کی می خورتمون پای لرزمون هم بشینه !


موبایل هم نشدیم ، روزی هزار بار نگامون کنن !




تاریخ : دوشنبه 8 آبان‌ماه سال 1391 | 10:24 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (1)
سلام دوستای گلم خوبید؟من یه مدته نتم خرابه با گوشیم میام خلاصه معذرت عشقای من.بوس بوس بوس بوس.

تاریخ : چهارشنبه 19 مهر‌ماه سال 1391 | 08:34 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (1)

جداَ باید به دخترای ایرونی مدال شجاعت و استقامت داد!

مانتو کوتاه میپوشه ، نگاه آنچنانی بهش میکنن !! میگن نپوش تا نگات نکنن؛
توی نت تیکه میندازن بهش !! میگن عکس نزار تا حرف نشنوی؛
توی تاکسی مردک میچسبه بهش !! میگن سوار نشو تا نچسبن بهت؛
توی دانشگاه استاد بهش نظر داره !! میگن خب درس نخون تا بهت نظر نداشته باشن؛
و کلا هر جا میره به جرم دختر بودن باید از رسولان الهی حرف بشنوه؛

من دوتا راه حل پیشنهاد میکنم:
یا تمام دخترا رو بکشیم
یا مردها رو توجیه کنیم که
آقا ،برادر ،اخوی ..........
این دخترم به اندازه تو حق حضور در اجتماع رو داره !!

سعی کنیم انسان باشیم...



تاریخ : سه‌شنبه 24 مرداد‌ماه سال 1391 | 01:16 ق.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (19)

سلام بچه ها وبلاگ هنرمندان من امروز ساخته شد.این وب و خودم امروز ساختم حتما دیدن کنید.



تاریخ : یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1391 | 05:00 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (3)
پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟

دختر: سلام. خواهش می کنم.? asl plz

پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟

دختر‌ : تهران/نازنین/۲۲

پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1391 | 03:23 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (9)

یه دل میگه گمشو برو... یه دلم میگه نرو نرو...!



ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1391 | 12:53 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (2)

سه تا زن انگلیسی، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو انجام ندهند تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم اعلام کنن.

زن فرانسوی گفت:

به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه … خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم. خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم!

روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .

روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و اورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود .

زن انگلیسی گفت:


من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار.

روز اول و دوم خبری نشد

ولی روز سوم دیدم شوهرم

لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت.

زن ایرانی گفت :

من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم

اما روزاول چیزی ندیدم

روز دوم هم چیزی ندیدم

روز سوم هم چیزی ندیدم

شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم



تاریخ : یکشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1391 | 04:58 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (3)

1.به جورابهایی که سال به سال رنگ شستشو نمیبینه وبوش تا یک کیلومتری میاد

 

2.نمره 12ریاضی سال اول ابتدایی شون (تنها نمره قبولی در سالهای تحصیلی!)

 

3.کشتن جوجه پسر همسایه(آخه هرچی خواهش کردن بهشون نداده بوده)

 

4.در رفتن از زیر کتک های مامان (چون خیلی چالاک بودن!!)

 

5.پونز گذاشتن روی صندلی معلم(آخه نمره نمیداده وبا درسش حال نمیکردن؟!)

 

6.خراب کردن اسباب بازی بچه فامیلشون(چون خیلی باهاش پز میداده!)

 

7.ضایع کردن یه دختره توکلاس دانشگاهشون(بعداباپنچری چرخ ماشینشون مواجه شدن!!!!)

 

8.اتاق شلوغتر از بازار شام!

 

9.لباسای چرکشون(بایه دوش ادکلن همه چی رو حل میکنن!)

 

10.به تیپشون!!!!!

 

11........خودتون بگید!



تاریخ : شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1391 | 12:26 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (3)

البته با پوزش از خانومای محترمعکس خنده دار 



تاریخ : چهارشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1391 | 12:37 ق.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (4)

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های نا باب

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن



تاریخ : دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391 | 03:59 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (2)

سال ۱۲۸۰

مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی.


زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! دیگه از این غلطا نمیکنه  قول میده...


مرد: (با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...


-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه.

 



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391 | 03:56 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (2)

 

2. خوابیدن رو شونه ی عشقت وقتی کلی تنهایی

مـــــوز کیلــو 4000 تــومـــان !!!!!!!فقط به میــمـون حســـودیمون نشــده بــود که شـــد

توی کافی شاپ پسره بستنی می ذاشت دهن دختره ؛ دختره هم لبخند میزد
منم پاشدم رفتم بستنی گذاشتم دهن دختره اما لبخند نزد 

 

ملت قاطی هستن به خدا

3. خوابیدن با چشمای باز وقتی استاد داره درس میده

اعصاب چیست؟

چیزیست که هیچ کس ندارد ولی توقع دارند که تو حتما داشته باشی.

توقع چیست؟

چیزیست که همه دارند و تو نباید داشته باشی .... !!!!یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم،
یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره!
همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،لرزون لرزون اومد سمت من و گفت:
"بسم الله الرحمن الرحیــــم"
منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم:
"اشهد ان لا اله الا الله"!
هیچی دیگه...
انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدا رو شکر یکی دیگه اومد زد ..!

دقت کردین با کار خوابیدن آدمم کار دارن؟؟!! قبل 12 بخوابیم میگن مرغی؟ بعد از 12 بخوابیم میگن جغدی؟ راس 12 بخوابیم میگن بمیر بابا با این سر وقت خوابیدنت چه غلطی کنیم بالاخره؟

سه تا بهترین خوابیدن های دنیا:

1. خوابیدن رو پای مامان وقتی کلی خسته ای



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391 | 03:53 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (1)

 

دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند

 

*******

*******

 

نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و... هست

 

*******

 

دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت می کنن، اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف می کنن و خلاصه: در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (1)

دروغ های متداول برخی پسران به دختران همراه با معانی آنها

دروغ : بعدا باهات تماس می گیرم

معنی : دیگه هیچ وقت منو نمی بینی

دروغ : تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم

معنی : تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار

دروغ : اون دختر هیچ تیریپی با من نداره – ما فقط دوست معمولی هستیم

معنی : عاشقشم

دروغ : آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه

معنی : داریم میریم دختر بازی.

دروغ : می تونی ۵ هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم

معنی : پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.

 

این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده :

دروغ : قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم، باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم.

معنی : ازت میخوام لباسامو بشوری، خونمو تمیز کنی، غذا برام بپزی، وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی، از بچه هام مراقبت کنی، به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی . هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش، هیچوقت پول بـهت نمی دم و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد.



تاریخ : دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391 | 03:47 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (1)
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:


تاریخ : دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391 | 03:33 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (3)

  شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته  تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را     هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و  ناراحتی  دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ،  دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با  هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه  عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده  ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه



ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1391 | 03:27 ب.ظ | نویسنده : Nadia | نظرات (4)
  • ارز
  • میوه ها